من خجالتی ام .

این جمله ، آنقدر ها هم که آسان میخوانید و رد می شوید ، آسان و راحت نیست . مثل خوره می افتد به جان زندگی تان و نمی گذارد پله های ترقی را آرام و راحت طی کنید . چیزی است که در دهانتان ، در چشم هایتان و در ذهنتان می چرخد و نمیگذارد درست حرف بزنید ، اثرگذار نگاه کنید و مقتدرانه فکر کنید . خجالت همان حس عجیبی است که می نشیند روی بزاق دانی دهانتان ( یا هر نام علمی دیگری که دارد ! ) و کاری میکند حس کنید دهانتان از خشکی در حال مردن است ! 

خجالت ، مثل موشی کثیف ، در تار و پود ارتباطاتتان راه می رود ، دست و پای کثیفش را به همه جا می مالد و در آخر ، تار های ارتباطی را می جود و در می رود .

و شما می مانید و آدمهایی که نمی دانید چطور به آنها سلام کنید .

شاید شما حرف هایم را نفهمید ، شاید شما از آنهایی باشید که در چشم مردم زل می زنند و  جوری سخنرانی میکنند که زمین می لرزد . شاید شما تا به حال به خاطر خجالتی بودن ، از دوستانتان جدا نشده باشید ، شاید شما مانند من و امثال من ، به خاطر خجالتی بودن توان حرف زدن با مسئول اداره تان را از دست نداده باشید . 

ولی من و امثال من ، که خوره ی خجالت به جان زندگی مان افتاده ، نمی توانیم مثل شما خرید کنیم ، چانه بزنیم ، لطیفه تعریف کنیم و در اتوبوس با آدمها گرم بگیریم .

ما همیشه یک گوشه ی دنیا ، در لاک سرد خجالتی مان فرو رفته ایم و داریم به این فکر میکنیم آیا فلانی متوجه خجالت مان شد ؟ حالا آن شخص درباره مان چطور فکر میکند و ایا مسئول پذیرش ، فهمید آن اشتباه کلامی مان را ؟

این خجالت ، قدرت پس گرفتن پولمان را از آبمیوه فروش ، قدرت گرفتن مکانمان را در صف از کسی که جلویمان ایستاده و قدرت جواب دادنمان را به سوالات اقوام از ما گرفته . و مثل مردابی شده که دارد ما را در خود غرق میکند .

ما خجالتی ها همیشه دست کم گرفته می شویم و قلبمان تند تر می تپد . گونه هایمان همیشه سرخ اند و دست هایمان همیشه سرد . و نشستن در جمع های فامیلی یا جلسه های کاری ، برایمان از راه رفتن روی یک طناب نازک ، بین دو کوه سخت تر است . انگار دنیا جایی  برای خجالتی ها نیست . در خوابگاه و اداره و صف نان باید" رو "داشته باشیم . 

درست است که خجالتی هستیم اما هیچوقت کم نمی آوریم . و آنقدر ضایع میشویم ، آنقدر استرس میگیریم که دیگر حرف زدن در جمع برایمان مثل نوشتن ، راحت شود .

و موش کثیف خجالت را ، از زندگی مان می اندازیم بیرون و میگوییم : برو پی کارَت !


  

+ و خدایی که بهتر از هرکس صلاح مرا می داند .


مشخصات

  • دانلود + ادامه مطلب (منبع اصلی)
  • کلمات کلیدی: خجالتی ,خجالت ,شاید ,قدرت ,دهانتان ,آنقدر ,هایمان همیشه ,خجالتی بودن ,خاطر خجالتی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارشدهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تکتا صدا سمیرا عطاری نسیم متن ترانه پسماند تـــضـــمــیـن بــار نمایندگی فروش خدمات تعمیر قیمت کولر گازی اسپلیت در شیراز - عظیمی مرکز مشاوره آویژه جزوه ،نمونه سوال